درود ...
و این روزها سبکبالم
و حسی سپید در درونم به جریان افتاده است و روحم را نوازش میدهد
و من دوباره زاده شدم ... همین چند شب پیش ...
زاده شدم تا حس کنم تمام مهربانی هایی را که کمتر لمس کرده ام
زاده شدم تا اول زندگی کنم و سپس بمیرم
زاده شدم تا هر صبح با سلامی طلوع و با خاطرات خوش نیمه شب های گذشته غروب کنم
زاده شدم تا ترنم رقص ستاره ها را در کهکشان بی نهایت خوشبختی حس کنم
زاده شدم به بهانه ایی ... و به همین بهانه هم زنده خواهم ماند ...
**********************

تشکر واژه حقیری است در قدردانی از هنرمندی که خانه ام را به هنر خویش آراسته است.
چه می توانم گفت در سپاس از بانوی بی پنجره ای که زیباترین پنجره ها را بر این دیوار زده است.باز هم قاموس واژه های سپاسگزاریم را مرور می کنم:
متشکرم ... ممنونم ... سپاسگزارم ... و ... فقر در واژه ها بیداد می کند ... سکوت می کنم
قالبی که زینت بخش وبلاگ یاغی ترین شده است آخرین اثر هنری هنرمند شاعر " خانم اعظم ابراهیمی " می باشد
تابعد ...