سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
نگفته های در برم ... - .:. یاغی ترین .:.

در فراسوی نگاه تبدارم، هنوز بارقه های سپید امید را به همراه دارم و هنوز هم بی قرار و بی تابم از اینکه ترانه های نگفته به همراه دارم...

نگفته های در برم ... - .:. یاغی ترین .:.
42151 :کل بازدیدها
50 :بازدید امروز
:طراح قالب

بانوی بی پنجره

آرشیو
زمستان 84 [5]
بهار 85 [9]
تابستان 85 [3]
پاییز 85 [4]
زمستان 85 [5]
بهار 1386 [8]
تابستان 1386
پاییز 1386 [3]
زمستان 1386
بهار 1387 [4]
تابستان 1387

دوستان









نگفته های در برم ...

 درود ...


 


می خواهم باشد روزی که آسمانی سترگ


به وسعت نگاه بی گناه تو


پر از ستاره و غزل


برای تو به پا کنم


و یا برای دیدن شراره های چشم تو


و لمس بی بدیل یک ترانه در وجود تو


خاطره های مرده را به پا کنم


چه می شود در این قفس ، برای من


به پاس پرسه های بی هوس


به یاد آن همه نیمه شب همیشه مانده تا ابد


یکی یکی خاطره ها زنده شود


و من به پاس این همه نجابت مانده به دل


به شام سرد این قفس ضیافتی به پا کنم


پر شوم از نبودنت ...


قیامتی به پا کنم


...


و امتداد سرد یک سکوت


و بغض مانده در گلو


و آسمان بی شهاب


ستاره های یاغی همیشه مانده در عذاب


خودت بگو


چگونه من نگفته های مانده در برم به گوش تو روا کنم ؟؟


تجسم یک آشنا


حضور خاتون و غزل


موافقی تو را از این به بعد به سان یک خدا صدا کنم ؟!


چهارشنبه – 2:20 بامداد


به امید تا بعدی دیگر !! ...


نویسنده : محمد رضا وحیدی - 26/9/86 9:8 ع